عابر شبهای بارانی ام ... 

 

 

       منتظر نباش که شبی بشنوی از این دلبستگی های ساده دل بریده ام ... که عزیز بارانی ام را ، در جاده ای جا گذاشتم ... یا در آسمان به ستاره ی دیگری سلام کردم ... توقعی از تو ندارم ! اگر دوست نداری ، در همان دامنه ی دور دریا بمان ... هر جور تو راحتی ، باران زده ی من ... همین سوسوی تو از آن سوی پرده ی دوری برای روشن کردن اتاق تنهایی ام کافیست ... من که اینجا کاری نمی کنم ! فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم ... همین ! این کار هم که نور نمی خواهد ... می دانم که به حرفهایم می خندی ! حالا هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم باران می آید ... صدای باران را می شنوی ؟؟؟


   

واسه کسی که اومد ...
آبان 1388
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

ارتباط با ما : 

adel3534@yahoo.com

 

نوشته های قبلی

دوست شمار : 27601

 

        دوستان وبلاگ نویس:

    

  • باران      

  • شیده      

  • زردشت      

  • نادیا      

  • ساناز و سمیرا      

  • آناهیتا      

  • سارا      

  • شیدا      

  • هستی      

  • حنانه      

  • نفیسه      

  • یاسمین      

  • بهنام     

  • مهدی     

  • سارا      

  • گلسا     

  • نازنین     

  • نسیم

  • عاشق شیدا

  • عشق دروغ است

  • امیر حسین

  • میترا
  •  

    
    مشاوره انتشار مقاله ISI مشاوره انتشار مقاله ISI
    دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار
    تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله
    200 کارتون معروف
    هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
    فقط 80 تومان | 9 DVD
    X
    تبلیغات در بلاگ اسکای
    دوشنبه 11 آبان 1388
    یه خواهش ...

    سلام ... خوبین دوستای گلم؟ 

    شرمنده دیر به دیر میام ... 

    یه وبلاگ راه انداختم واسه بروبچ باحال معماری مخصوصا دوستان دانشگاه آزاد بجنورد ... 

    اگه میشه لطف کنین و آدرس وبلاگ رو واسه دوستاتون بفرستین ... 

    دوست دارم حمایتم کنین ... 

    ممنونم ... 

    دوستون دارم ...  

     

    www.bojnourdiau.blogsky.com  

     

    -------------------------------------- 

    دیگر نگران نیامدن هایت نمی شوم ...
    نام تو در امتداد همه ی خطوط زندگی پیداست ...
    هنوز فاصله ها هستند اما ...
    ضرب آهنگ دلم به یاد آخرین دیدار
    هنوز آهنگ دیگری دارد ...  

     

     

     

    عادل

    ******************************************

    سه شنبه 14 مهر 1388
    سلام دوباره ...

    سلام دوستای خوبم ... خوب هستین؟ من یه مدت تقریبا طولانی نبودم ... شرمنده دیگه . به بزرگیه خودتون ببخشین . 

    حالا یه کوچولو خودمو واسه دوستای جدید معرفی کنم ... اجازه ؟؟؟ 

    من عادلم ... ۲۵ ساله - معماری میخونم ... 

    کافیه ؟ 

    باقیشو بپرسین تا بگم ...  

    دوستون دارم ... 

    ******************************************

    دوشنبه 29 مهر 1387
    دوری و دوستی ...

    به سلام ها دل نمی بندم ،
    از خداحافظی ها غمگین نمی شوم ،
    دیگر عادت کرده ام
    به تکرار یکنواخت دوری و دوستی
    خورشید و ماه !!!


    برایت دعا می کنم
    هر بار که پرنده ای می بینم ،
    هر بار که مردم ، بی تفاوت از کنارم می گذرند
    و هر بار که نفس می کشم
    برایت دعا می کنم ،
    تا به آن چه می خواهی برسی.


    من با عشق ، پودر می شوم ، زنگ می زنم ،
    تو با عشق ، طلای خالص می شوی
    عشق از من دیه می گیرد
    اما تو ...
    بیمه شخص ثالث می شوی !!!

    ------------------------------------------------

    نگاه ، باران ، عشق ، مهربانی ، یک رنگی ، تلاش ، موفقیت ، برتری ، لبخند ، دانش ، سلام ، سلامتی ، ثروت ، شهرت ، ایمان ، آب ، آسمان ، دریا ، قلب ، رنگین کمان ، دوستی ، بخشش ، محبت ، صداقت ، پاکی ، آینه ، قرآن ، اسلام و خدا ...  بعضی از کلمات مورد علاقه ی من هستند . راستی کلمات مورد علاقه شما چی هستند؟ ... 

     

     

    "عادل"

    ******************************************

    یکشنبه 31 شهریور 1387
    دنیای گربه ها ...

    از نخستین روزی که تو پا به زمین گذاشتی ...
    گرم شدنش آغاز شد !
    و هنوز هیچ دانشمندی نفهمیده است ،
    چرا یخ های قطب جنوب 
    آب می شوند ؟!!

     
    شانس در دنیای گربه ها هم وجود دارد !
    هر شب ساعت 9:00
    گربه محله ما دعا می کند ،
    ماشین شهرداری پنچر شود
    و گربه چلوکبابی ...
    از سیری نمی داند چه کار کند ؟!
    شانس در دنیای گربه ها هم وجود دارد ! 
     

    عشق اگر وجود داشته باشد 
    اولویت اول زندگی آدم می شود .
    پس ... نگو عاشقمی 
    وقتی به فکر همه هستی ،
    جز من !!!


                              دیگر نام عشق را که می شنوم ...
                              دلم آشوب می شود !!!


    "عادل"

    ******************************************

    سه شنبه 26 شهریور 1387
    چرا پرواز نمی کنی!؟ ...

     من تمام سعی ام را می کنم تا روی کارهای روزانه ام متمرکز شوم . اما کودک بازیگوش ذهنم ، به سمت دستهای تو ، لی لی می کند .

    دیروز این اس ام اس روی صفحه تلفن همراهم جا خوش کرد :
    " پرنده ، لب تنگ ماهی نشسته بود و به ماهی نگاه می کرد و می گفت : 
    سقف قفست شکسته ! چرا پرواز نمی کنی ؟! "  
    این اس ام اس پنج جمله ای ، آرامش زندگی ام را به هم زده است ! 
    با خودم فکر می کنم که چقدر پرنده در اطرافم وجود دارد ! 
    و 
    من چقدر ماهی هستم !
    اطرافیانم مدام می گویند از قفس سرشکسته وابستگی به تو ، بیایم بیرون .
    اما من میدانم بیرون آمدن همان و مردن همان !
    آخر یکی نیست به این پرنده های دلسوز بگوید کجای دنیا ماهی می تواند بدون آب زندگی کند؟!
    کجای دنیا ؟!

    من هر روز به قفس شکسته بالای سرم نگاه می کنم .
    چند بار سعی کرده ام سرم را از آب بیرون نگه دارم و بپرم اما ...
    احساس خفگی تمام بدنم را قرق می کند !
    من چند بار سعی کرده ام ... اما ...
    نمی شود به خدا ...  

    بگذریم از این حکایت پرنده و ماهی !
    بگذریم از فلسفه ماهی و قفس سر شکسته !
    همان بهتر که بنشینم و با تمام توانم روی روزمرگی ام متمرکز شوم .
    اما ...
    مگر لی لی این کودک بازیگوش می گذارد ؟!

     دلم برای سکوت دستهایت تنگ شده است ، بی نهایت !
    در این روزهای پر از دستهای شلوغ و پر هیاهو .
    دلم برای سکوت دستهایت تنگ شده ، عزیز تمام عیار من !
    من هر روز به تو و دستهای نجیبت 
    فکر می کنم 
        و 
          هر روز تکرار می شود در من پرواز هزار پرستوی سبز ! 

    بگذریم از این سطرهای همیشه !
    بگذریم از این همه " دوستت دارم " هایی که تلنبار شده اند در دهانم !
    بگذریم از این تا به ابد حسرت !
    بگذریم ...
    بگذار باران آواز بخواند روی چشمهایم !!! 

     

    " عادل "                      

    ******************************************

    شنبه 6 بهمن 1386
    آدمک ...

    آدمک آخر دنیاست بخند ...
    آدمک مرگ همینجاست بخند ...
    دست خطی که تو را عاشق کرد ...
    شوخی کاغذی ماست بخند ...
    آدمک خر نشوی گریه کنی ...
    کل دنیا سراب است بخند ...
    آن خدایی که بزرگش خواندی ...
    به خدا مثل تو تنهاست بخند ...

    "عادل"

    ******************************************

    سه شنبه 18 دی 1386
    کاش ...

    کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند ...
    اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی شنود
    دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام ...
    سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست !!!

    دنیا راببین ... بچه بودیم از آسمان باران می آمد ،
    بزرگ شده ام از چشمهایمان می آید ...
    بچه بودیم درد دل را با هزار ناله می گفتیم ، همه می فهمیدند ...
    بزرگ شده ایم ، درد دل را به صد زبان می گوییم ،
    اما هیچ کسی نمی فهمد ...

    "عادل"

     

    ******************************************

    جمعه 30 آذر 1386
    شب یلدا ...

    آسمون پر از حرفه برفه ...
    منم برفی ام خوابم نمیبره ...
    کاش میشد همه ی آسمونو بوسید ...
    کاش میشد ...

    یلدای همتون پر از عشق ...
    عیدتون مبارک ...
    خدا جونم نمیخوای عیدی بدی ...

    "عادل"

    ******************************************

    یکشنبه 18 آذر 1386
    دوستت دارم ...

    دوست دارم از تو بنویسم  ...
    دوست دارم به تو بگویم که چقدر دوستت دارم ...
    مثل حس بازی در کوچه پس کوچه های کودکی ،
    مثل حس نیاز در سجاده ام ...
    ببخش که احساساتم مچاله شده ،
    شاید صدایم را نشنوی ...
    پس می نگارم تا بدانی به اندازه ی دعاهای شبانه ام دوستت دارم ...     

       " عادل "

     

    ******************************************

    سه شنبه 7 آذر 1385
    تقدیم به تو که برایم بهترینی ...


    سالگرد و شگفتن گل وجودت را که عطرش آسمان و زمین را معطر ساخت پیشاپیش به تو تبریک می گویم ...
    چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر شد که دنیای من شدی ...
    بهترین صدای زندگیم تپش قلب توست و قشنگترین روزم ، روز تولد توست ...
    12 آذر روز تولدت رو پیشاپیش بهت تبریک میگم ...
    متاسفانه امسال روز تولدت پیشت نیستم ولی هرکجا که باشم همیشه به یادتم ...
    دوستت دارم و تا دنیا دنیاست می پرستمت ...
    -----------------------------------
    دوست خوبم بهترین هدیه واسه من و نازنینم دعاست ...
    موقع نماز فراموشمون نکن ...
    این چند خط رو هم تقدیم میکنم به بهترینم و همه ی دوستای عاشقم ...

    به نام خدای خیلی خیلی مهربونم

    مدتهاست که روزها را به امید فردا و فردا را به امید روزهای دیگر سپری می کنم ،
     بی هیچ نشانی درپی راز بودنم هستم ...
    چه غم انگیزست دنیا ...
    دلم تنگ است ، تنگ تر از دل گنجشگک اشی مشی لب حوض همسایمون ...
    تنها و سرگردان جاده های غربت را یکی پشت سر یکی دیگر بدرود می گویم  تا برسم به آنجایی که می گویند :
    زندگی زیباست و برای آن باید زیست ...
    آنچه مرا امروز نگه داشته امید به فرداست ...
    و باز هم نامش زندگیست ...

    ******************************************

    یکشنبه 7 آبان 1385
    یه سلام دوباره بعد از ۲ ماه

    سلام به همه ی دوستای خوبم ...
    امیدوارم تو این مدت که ازتون دور بودم بنده ی حقیر رو فراموش نکرده باشین ...
    اکثر دوستان میدونن تو این مدت کجا بودم ... آره رفته بودم خدمت مقدس سربازی ...
    خدا نصیب هیچکس نکنه ... ولی به هر حال شتری که ایندفعه فقط در خونه ی پسرا میخوابه ...
    راستش رو بخواین هر چند دوره ی سختیه ولی به نظرم خیلی مفیده و سازنده ست ...
    باعث میشه آدم قدر زندگی ، آزادی و لحظاتش رو بدونه و بیخود و بی جهت از دست نده ...
    تو این 2 ماه دوستای زیادی پیدا کردم ، از اینجا به همشون سلام میکنم ، چون تعدادشونم زیاده اسم نمیبرم ، شرمنده ...
    بخوام از سربازی خرف بزنم و خاطراتش رو بگم خیلی زیاده ... باشه یه فرصت دیگه ...
    فقط اینو بگم این 2 ماه که نبودم مهمون بروبچ آذربایجان شرقی _تبریز _ شهرستان عجب شیر بودم ...هرچند که ندیدمشون و داخل پادگان زندانی بودم ...
    2 ماه بعدی رو هم مهمون دوستای خوبم تو اصفهانم ... دوره ی تخصصی یا همون  دوره ی کد رو افتادم اصفهان ...
    از همه ی اینا که بگذریم حرف دل رو گوش کنید بهتره ...
    تو این 2 ماه دلم واسه عشقم یه ذره شده بود ... خیلی تو این مدت دوری اذیت شد ولی همینجا بهش قول میدم که تو آینده ای نه چندان دور جبران کنم ...
    مهربونم دوستت دارم و با دنیا عوضت نمی کنم ... برایم همیشگی بمان ...
    این دو بیت هم تقدیم به تو که برایم بهترینی :

    مرجان لب لعل تو مرجان مرا قوت        یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت
                                                
     قربان وفاتم به وفاتم گذری کن           تا بوت دمی بشنوم از رخنه تابوت
    .
    .
    .


      "عادل"
                                                 

    ******************************************

    شنبه 31 تیر 1385
    تقدیم به تو بهترینم ...

    سلام به تو نازنینم ، تویی که واست میمیرم
    دلم هواتو کرده باز ، تا کی باید من بشینم ؟
    فدای اون چشم سیات ، فدای اون ناز نگات
    باور نداری حرفامو ؟ من که میگم جونم فدات
    فقط تویی تو قلب من ، کسی دیگه جا نداره
    نگو که بودن ، نبودن واسه تو فرقی نداره!
    اگه نباشی عزیزم زندگی بی معنی میشه
    تو رو خدا بازم بگو : باهات میمونم همیشه ...
    دلم میخواد پرنده شم ، بیام بشینم پیش تو
    تو هم منو قفس کنی ، بشم همیشه مال تو ...
    .
    .
    .

    اینا شاید یه شعر باشه ...
                             اما همش حرف دله ...
    هر چی بگم بازم کمه ...
                             دوستت دارم یه عالمه ...

    "عادل  ۳۱/۰۴/۸۵"

    ******************************************

    یکشنبه 25 تیر 1385
    مادرم ...

    اگر تو نبودی عشق به چه کار می آمد و بهشت را شب و روز برای که می آراستند؟
    اگر تو نبودی هیچ کلمه ای به دنیا نمی آمد و شاعران لب به سخن نمی گشودند.
    اگر تو نبودی دلها در پستوی فراموشی و در شبستان خاموشی می پوسیدند.
    اگر تو نبودی من همچنان در کوچه های بی مهتاب ازل محصور می ماندم و قدم بر زمین نمی گذاشتم.
    اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می آموخت و کدام دست نوازشم می کرد؟
    اگر تو نبودی چه کسی الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت؟
    اگر تو نبودی چه کسی گهواره ام را بین کهکشان و ملکوت تکان می داد و برایم از کودکی ستاره ها قصه می گفت؟
    اگر چشمهای تو نبود ، اگر دستهای تو نبود ، اگر آواز نرم لالایی تو نبود ، اگر لبخند تو نبود ، بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست.
    تو بودی که با ابرها و رنگین کمان برایم جامه دوختی و رویاهایم را در آغوش گرم خود جا دادی.
    تو بودی که شادیهایت را نثارم کردی ...
    اگر تو نبودی ، اگر تو را نمی دیدم ، این چشمها و این دل به چه کار می آمد؟
    مادرم ...
    هر آنچه دارم و به آنچه رسیده ام همه از برای توست ...
    تو بهترین شعر آفرینشی ...
    تو زیباترین امید من هستی ...
    دوستت دارم و به نگاه گرم تو محتاجم ...

    مادرم روزت مبارک ... 

    ******************************************

    یکشنبه 18 تیر 1385
    گوش کن ...

    بازم دلم گرفته...
    میخوام باهات حرف بزنم...
    آره با تو ...
    تویی که واسم شدی زندگی ، تویی که اگه نباشی منم نمیتونم بمونم...
    میخوام بهت بگم وقتی که ازت دورم ، وقتی که دلم میگیره چه حالی دارم... 
    وقتی دلم می گیره... وقتی دلم برات تنگ میشه...
    وقتی اونقدر اشک توی چشمام جمع شده که همه جا رو بارونی می بینم...
    آره ، مثه همین حالا...
    دلمو خوش می کنم ، به یاد تو... به فکر تو...
    فکرم رو می برم اون بالاها ، خیلی بالا...
    جایی که هیچ کسی نیست ، جز یاد تو...
    به خودم میگم: عاشقشم؟...
    چی بگم؟... دروغ بگم یا که نه؟... سکوت کنم؟...
    تو خیالای خودم بدجوری اضطراب دارم...
    نگرانم ، پریشون ... منتظره یه فرصتم...
    چی میشه؟... چیکار میشه؟... اصلا چرا باید طوری بشه؟...
    همش میگم خدا کنه که این کارا واسه امتحان کردن من باشه...
    می دونم ، خوب می دونم که عاشقتم ، میمیرم برات ، همین و بس ...
    وقتی دلم می گیره... من با خدا حرف می زنم...
    فقط از خدا میخوام با تو باشم ... تویی که قلبم ، احساسم و تمومه وجودم واسه خودته ...
    میخوام با تو باشم ...
    فقط با تو ...
    دوستت دارم ...

    "عادل"

    ******************************************

    یکشنبه 11 تیر 1385
    بگذار ...

    بگذار با چشم های تو ببینم ...
    بگذار در نگاه تو ذوب شوم ...
    بگذار در زیر باران شانه به شانه ات قدم بزنم و تو برایم از آرزوهایت ترانه بسرایی ... 
    بگذار به قداست عشقمان کوچک شوم وقتی با تو به پرواز شاپرک های کنار برکه میخندم ...
    بگذار شب ها رو به ستاره ها خاطرات شیرینمان را شماره کنیم ...
    بگذار همیشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاک باشی ...
    بگذار نامم چون شاه کلیدی بر درگاه قلبت همیشگی باشد ...
    بگذار نگاهمان نه به هوس که به عشق آن هم عشقی آسمانی در هم گره بخورد ...
    بگذار دلم ... برای تو باشد ...
    بگذار دلت ... برای من باشد ...
    بگذار قلبم برای تو بتپد ...
    بگذار آرزوهایم با تو باشد ...
    برای تو ... به خاطر تو ...
    بگذار خیال کنم "دوستم داری " ...
    و از این خیال شبها تا سپیدی روز با ستاره ها باشم ...

    بهترینم دوستت دارم ...

    "عادل"

     

    ******************************************

    .::کلیه حقوق متعلق به وبلاگ  ELTEMAS  میباشد و هرگونه نقل مطالب و استفاده از تصاویر و جداول تنها با ذکر نام وبلاگ مجاز می باشد::.

    Copy Right © By eltemas 2005-2006

    <<               >>